درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : زینب (مسافرکربلا)
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
پله پله تا ملاقات خدا
یادداشتهای دختری که عاشق مهتاب شد ....
دوشنبه 12 فروردین 1398 :: نویسنده : زینب (مسافرکربلا)       
سلام 
سال نو مبارک :)
خیلی گذشته و من خیلی وقته ننوشتم ...دلیلی هم نداره .
گاهی فکر میکنم کلا اینجارو از بین ببرم اما میبینم دلیلی نداره ضمن اینکه دوستای خوبمو و نوشته هاشونو دوست دارم:)
قبل از عید حوصلم سرمیرفت از دو سه هفته تعطیلی همه چیز و همه جا .دلم به گردش و مسافرت خوش بود که باوجود سیل و بارندگیها خیلی جایی نشد بریم.
سری به قم و جمکران زدیم یک سفر یکروزه:)عاشق جمکرانم من:)
یه روز با داداشم و مامانم رفتیم باغ پرندگان تهران که خیلی دلم میخواست برم .خوب بود قشنگ بود اما اون چیزی که فکر میکردم نبود .من انتظار داشتم جایی رو با سقف بند توری پوشیده و پرنده های آزاد در اون فضا ببینم اما اینجوری نبود .خوشحال شدم سانی رو نبردم اونجا؛)
اما پرنده های متنوع زیبا و جالبی داشت:)طاووسها پشت سرهم پرهاشونو باز میکردن و قر میدادن:)از کف دستم به یه شترمرغ پفیلا دادم و کلی زوق کردم:)
بعد دوسه روزی رفتیم همدان !اونجا هم بارندگی بود شدید !تازه روز دوم برفم بارید!یه همچین شهری دارم من؛)
الانم خونه هستیم چند روزه یه روز با مامان رفتیم سرکوه ...دختر بودن بدیش به اینه خیلی جاهارو نمیتونی تنهایی بری:(
برای سال بعد چندین برنامه تو ذهنم هست که نمیدونم کدومشونو میتونم پیاده کنم .عقد نرگس یک اردیبهشته انشالله .داداشی میگه تا اون موقع بیا بریم قشم!بابا هم میگه برو و همه ...اما خودم فکر میکنم دوهفته خیلیه حوصلم سرمیره اما بدمم نمیاد برم...به نظر شما برم یانه؟
باید برم دندانپزشکی و احتمالا یکی از دندانهای عقلمو که بی عقل شده و داره اذیت میکنه بکشم...خیلی میترسم فکر آمپول از توی دهن تنمو میلرزونه!
نرگس میگه عمل چشمتو تنها رفتی از یه دندان کشیدن میترسی؟؛)
امروز مهره ریختم به نیت اعضای خانواده تو آب تا فردا سیزده بدر نیت کنیم و فال حافظ باهاشون بگیریم:)
الان به پیشنهاد خواهرزاده گرامی میخوایم بریم بهشت زهرا .سارا عین من عاشق شهداست:)
تابعد




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 15 فروردین 1398 01:37 ب.ظ
سلام عزیزم
عیدت مبارک
الهی سال جدید سال خوبی باشه واست.
زیارتت قبول خانوم.

زینب نوشتن ادامه بده وباش،من بهم ثابت شده هر وبلاگ نویسی نمیتونه دل بکنه از نوشتن.
زینب (مسافرکربلا)سلام بهامین جون عید توهم مبارک عزیزم ممنونم :)
فعلا هستم ...
سه شنبه 13 فروردین 1398 10:08 ب.ظ
آره غیر از اون. گفته بودم بنظرم حتما قشم برو. خیلی بعیده حوصلت سر بره!
زینب (مسافرکربلا)زیادم بعید نیست چون از صب تا عصر تنهام و توخونه ای که سرگرمی خاصی برام نداره .فقط عصرها میشه با داداشم برم گردش چون خودم خیلی جایی رو بلد نیستم ...پونزده روزم خیلی زیاده:(
سه شنبه 13 فروردین 1398 01:53 ب.ظ
نظرم ثبت شد آیا؟
زینب (مسافرکربلا)به غیرازاین؟نه!!!
سه شنبه 13 فروردین 1398 01:12 ق.ظ
سلاااام
عیدت اینجا هم مبارک
معلومه میگم بری قشم...دختر مگه دیوونه ای که نری؟وقتی همه راضین برو دیگه.بمونی واسه چی..برو کیف کن.حیف نیس نری...حتما برو و لذتشو ببر
زینب (مسافرکربلا)سلام بهار جونم عید توهم مبارک خانم:)
اما فکر نکنم برم ...پونزده روز کم نیست واقعا حوصلم سر میره اونم تنهایی....
دوشنبه 12 فروردین 1398 08:17 ب.ظ
سلام زینب جان. خوبی؟
زینب (مسافرکربلا)سلام گیلی جان شکر خدا ممنونم عزیزم:)
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


   
 
   
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic