پله پله تا ملاقات خدا

یادداشتهای دختری که عاشق مهتاب شد ....

همسرم مرد مهربانی است:)

من مینویسم همسرم مرد مهربانی است :)
روزهایم چقدر زود تغییر کردند و رنگ دیگری گرفتند .طوری به زنذگی ام آمدی گویا هیچوقت از قبل نبودنت نبوده است:)
گاهی صدایش میکنم اقا پسر ؛)اینجا هم بگذار همان آقا پسر باشد:)
آقا پسر دوست داشتنی است مهربان است و شوخ تحصیلکرده و در حال ادامه تحصیل .بافرهنگ با شخصیت و خلاصه آقای کاملی است.
آقا پسر خوب میداند و همیشه طوری با دیگران رفتار میکند که بزرگ تا کوچک دوستش دارند و احترامش محفوظ است .من خودم گاهی خیلی بچگی میکنم در مقابلش .اما دوست دارم همین بچگیهایم را؛)
آقا پسر در ادامه تخصصی طلبگیش مشاوره خانواده میخواند و مشاوره میدهد...(شاید عجیب و مسخره لز نظرتان اما من خیلی مشاور بودنش را دوست نذارم...دلم میخواست همسرم منحصر به خودم بود...)عجیبم من....
آقا پسر ملایم است طی مدت نامزدیمان بارها شده من سرش دادزده ام اما او یکبار دادو بیداد نداشته البته ایرادهایم را میگوید دعوا میکند و گاهی خیلی جدی میشود اما داد و فریاد حداقل تا به حال برای من نداشته.
آقا پسر به ظاهر من خیلی اهمیت میدهد از وقتی او آمده کلی بیشتر به خودم میرسم.
آقا پسر مرد تلاشگر و با پشتکاری است اصلا اهل تنبلی نیست خداراشکر .‌..گاهی دلم برایش تنگ میشود مثل حالا....
آفا پسر حسابی شوخ طبع است و بیشتر وقتها کنارش میخندم.
آقا پسر تا جایی که بتواند با مناسبت و بی مناسبت برایم هدیه می آورد:)
آقا پسر من طلبه و روحانی است اما اصلا خشک و سخت گیر نیست او طوری امروزی و مهربان و شیطان است که گاهی تعجب میکنم(البته همه در چارچوب دین)

در آخرخدارا صدهزابار شکر میکنم بابت همسر مومن مهربان دوست داشتنی و شیطانم.وآرزومندم برای تمام دوستان مجردم آقایان مومن خوش اخلاق و هم کفو خودشان ان شاءالله 



+ نوشته شده در دوشنبه 12 خرداد 1399 ساعت 09:56 ب.ظ توسط زینب (مسافرکربلا)|  نظرات()