پله پله تا ملاقات خدا

یادداشتهای دختری که عاشق مهتاب شد ....

سلام

سلام 
خیلی وقته نبودم میدونم ....زندگی در جریان است .معمولی مثل همیشه .نه خیلی خوشحالم نه عمیقا غمگین ....همینکه اینجارو کلا حذف نکردم جای شکرش باقیه :)
ماه قشنگ مهمانی خدا از راه رسیده .افطارها سرکار هستم گاهی تنها گاهی با یکی دوتا از دوستان دورهم :)
دارم کلاس روبان دوزیمو ادامه میدم و خداروشکر به جاهای قشنگ و خوبی میرسم :)دوره مقدماتی تموم شد و از دوروز دیگه دوره پیشرفته شروع میشه که گفت تابلو کارکنیم انشالله :)
نمد دوزی هم میکنم عروسکای کوچولوی دلبر نمدی :)عکساشونو توی اینستاگرام میذارم و مورد لطف دوستای خوبم قرار میگیرم .
نرگس هم عقد کرد و تموم شد .مهمونیش هم گذشت با تمام تلخی و شیرینیش .حالا بیشتر از اینکه باشه نیست .خیلی کم میبینمش و دلم براش تنگ میشه .هست اما بودنش با نبودنش خیلی فرقی نداره ...نمیدونم متوجه منظورم میشید یانه .
پرده ام رسید قیمتش دوبرابر اون چیزی شد که تصور میکردم و حسابی شوکه شدم !!!تقصیر خودمه که موقع سفارش قیمت نهایی رو نپرسیدم ....یا چرا پرسیدم گفتن باهاتون تماس میگیریم .خلاصه که پرده گرامی کل عیدیمونو به باد داد. اما خب قشنگه و انشالله میتونم سالها ازش استفاده کنم :)تازه خوبیش به اینه که خیلی راحت پایین و بالا میره و گلام اذیت نمیشن :)
به غیر از اون یه استند یا از این چارپایه های چند مدل برای گلام سفارش دادم .کمی دکور اتاقمو تغییر دادم و گلامو روش گذاشتم .اون قیمتش نسبت به پرده خیلی مناسب بود خودش هم واقعا چیز قشنگ و دوست داشتنیه :)
امروز مجبور شدم به خاطر کلاس روبان دوزیم رنگ اکرلیک هم سفارش بدم :(نزدیک هشتاد تومن باید بدم درحالی که موجودیم چیزی شبیه صفره و باید تا سرماه برای شارژ مجدد منتظر باشم ...مجبورم از جایی قرض کنم و سرماه بدم ....چاره چیه ...چقد همه چیز گرون شده ...چقد بده انقد دارم درمورد قیمتها و بی پولی حرف میزنم ...اما واقعیته...
دندونهامم انشالله برای بعد از ماه رمضان ینی تیر ماه میرم عصب کشی میکنم برای هزینه اونا مجبور شدم به صندوق قرض الحسنه ای که توش عضوم درخواست وام بدم که دوتومن بهم میدن ....
همه چیز خوبه و منم خوبم .....
نمیدونم دوباره کی بیام اینجا بنویسم دوروز دیگه دوماه دیگه یا ....نمیدونم ....
فعلا خدانگهدار و التماس دعا در این ماه عزیز


+ نوشته شده در یکشنبه 22 اردیبهشت 1398 ساعت 02:19 ب.ظ توسط زینب (مسافرکربلا)|  نظرات()